.... یکی بود یکی نبود، یک شهری بود که همه دروازه آذربایجان می گفتند این شهر، شهرداران بسیاری داشت که می خواستند دروازه آذربایجان را آبادتر کنند، همه کار می کردند ولی کاری صورت نمی گرفت، سالها با همین وضع سپری می شد مردمانش مهاجرت می کردند-فرار را بر قرار ترجیح می دادند- و در شهرهای دیگر به مردمان دیگر خدمت می کردند و انصافا هم مدیران و مسئولان موفقی بودند ولی شهر خودشان پایش در هوا بود.

به هرحال ما قصد تعریف و تمجید از همشهریان را نداریم شاید همین همشهریان و به اصطلاح نخبگان میانه هم در این وضع میانه به سهم خود مقصر باشند که با ضعف خود در مواجهه با مشکلات، جامعه را با کمبود نیروی متخصص بومی مواجه کردند.

القصه دروازه آذربایجان نه تنها در مسائل شهری که در آموزش، دانشگاه، رسانه و بیشتر مسائل اجتماعی با مشکلات فراوانی روبروست که هیچ تلاش موثری برای رفع آن صورت نمی گیرد و مشکلات عدیده بیشماری هر روز بر مسائل گذشته اضافه می شود.