قطار تهران - میانه (نواقص و مشکلات یا بی تفاوتی شهروندان)

هر موقع سخن از مسافرت باشد از قطار به عنوان امن ترین و راحت ترین وسیله مسافرت، یاد می شود ولی در شهر ما هر موقع از قطار یاد می شود خاطرات تلخ، گرمای سوزان، بی آبی، خرابی سرویس های بهداشتی، در ذهن ها زنده می شود.

روزگاری سریعترین قطارها و راحت ترین واگن های ایران در این مسیر حرکت می کردند، تلویزیون، سیستم گرمایش و سرمایش عالی و ...  و حال پس از یک دهه، قطار میانه - تهران فاقد سیستم سرمایش است و سرعت هم به جای افزایش، کاهش چشم گیری داشته است. اگر سیاست رجا را کاهش سرعت و کاهش رفاه مسافران بدانیم به خطا رفته ایم چرا که در اکثر مسیرها شاهد بهبود سطح خدمت رسانی بوده ایم ولی در این مسیر هر چند شاهد افزایش تعداد قطار ها هستیم ، قطارها به جهنم متحرک تبدیل شده است.

(دلیل استقبال مردم از قطار نه راحتی آنها، که دور شدن اتوبوس ها از میانه است و اجبار شهروندان به استفاده از قطار به عنوان تنها وسیله مسافرت)

مردم به جای سکوت باید اعتراض خود را به مسئولان رجا برسانند و مسئولان هم بی مسئولیتی نکنند و اعتراض مردم را به پایتخت نشین های مسئول برسانند. در این صورت مطمئن باشیم وضع این مسیر بهتر خواهد شد ولی اگر آقایان مهندس هاشمی، حاجی اصغری، آقای فرماندار، اعضای محترم و مردم دار شورای شهر، آقای رئیس ایستگاه میانه، رئیس قطارهای میانه و مهمتر از همه مردم ساکت بنشینند، مطمئن باشید وضع نه تنها بهتر نمی شود که باید بنشینیم و حسرت همین قطار را هم بخوریم، چرا که همین قطار میانه را به بناب (آرمانشهر میانه ای های شبه روشنفکر) خواهند داد و فردا دوباره در سایت ها و وبلاگ های میانه باید شاهد کوبیدن سنگ مسئولان بناب بر سینه هایمان باشیم.

"هفت ساله از این مسیر میام و میرم، چرا هیچ کس رسیدگی نمی کند، واقعا مسئولان بی عرضه ای دارید. واقعا چقدر پول میخاد آسفالت بریزن"

خطاب یکی از مسافران همراه بنده جلوی جایگاه سی ان جی به اینجانب بود که اعتراف می کنم واقعا از این سخن او شدبدا حالم گرفته شد و یادمطلب چین خوردگی های وسط جاده افتادم که ۱۵ماه پیش در وبلاگ مشکلات میانه در این مورد به طنز نوشته بودم و ..

 هیچ جوابی جز تأیید حرف های او نداشتم، به میانه ای بودن خودم افسوس خوردم که چرا شخصی از شمال بیاد و وضع شهر را چنین ببیند و قضاوت کند که مسئولان ما بی عرضه اند. البته این مطلب غیر مستقیم ما مردم را هم به بی عرضه بودن متهم می کند. بنده هیچ جوابی برای او نداشتم  و خودم هم مجبور به تأیید سخنان او شدم.

البته حق با او بود چون آسفالت جلوی جایگاه گاز چنان برهم ریخته بود که اگر مسافری پستی و بلندی جاده را نبیند بدون اغراق زیر خودرو به آسفالت می خورد، درست همان جایی که پمپ اکثرا خراب گاز واقع شده و کمی جلوتر صف چندصد متری خودروها برای سوختگیری گاز و جالب تر از آن وضعیت میدان ورودی شهر و وضعیت آسفالت آن، واقعا کم کاری های گذشتگان و بی توجهی مسئولان امروز میانه در این نقطه از شهر مشهود است و مسئولان هیچ جوابی برای این همه مشکل در فاصله چند صد متری نمی توانند بدهندجز این که ....

این حرف او من را دوباره به نوشتن واداشت،این نوشته و نوشته های بعد از این به نقد عملکرد مدیران و کلیه مسئولان شهری خواهد پرداخت و بدون هیچ محافظه کاری نام اشخاص یا ارگان هایی که در امور مردم میانه کوتاهی کرده باشند معرفی خواهند شد امیدواریم جوابی برای عملکرد خود داشته باشند. امیدوارم این مسائل و مشکلات ناشی از کم کاری و سوء استفاده از پست ها نباشد و دلیل آن عدم آگاهی به مسائل! باشد و یا اصلا مسئله ای نباشد و همه دوباره بدون هیچ مسئله ای و مشکلی و نقد و موشکافی مشکلات روزهای خود را سپری کنیم و بگوییم هر چه شد، شد. و بی تفاوت باشیم.

ما را در این راه یاری کنید.

سالی که نکوست از بهارش پیداست.

اولین مطلب وبلاگ را با بررسی وضعیت شهر شروع می کنم. در حالی سال 88 را شروع می کنیم که می توان وضع پاکیزگی شهر را در مقایسه با سال های پیش تاسف بار خواند. با وجود تلاش شبانه روزی مأموران محترم شهرداری، بسیاری از خیابان های شهر حتی جارو هم نشده اند، باید پرسید ماشین زباله روب گرانقیمت شهرداری محترم میانه کجا خاک می خورد. به نظر آقای عبادی بهتر از دیگر اعضای شورای شهر می توانند در این مورد اظهار نظر کنند چرا که خود روزگاری در شهرداری گذرانده اند و از چم و خم شهرداری کاملا آگاهند. شاید رئیس شورا نیز بتوانند جواب این سوال را بدهند یا شاید اصلا وقت این کارها را ندارند.

ما هم دنبال پاسخگویی جناب شهردار و اعضای محترم شورای محترم شهر نیستیم. مهم زیباسازی شهر بود که با این وضع غیرقابل دفاع و غیرقابل تحمل است.

ای کاش شورای محترم شهر به جای نصب تابلوهای چندمتری و تبریک سال نو، زیباسازی شهر را به مردم و مهمانان هدیه می دادند.

ای قوم به حج رفته کجائید

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
ای کاش به حج رفتگان فکری هم به حال سرگشتگان منتظر دریافت معاینه فنی در بادیه پلیس راه می کردند. که ساعت ۶ صبح شمارشان از ۱۵۰ خودرو می گذرد.

گناه نكرده مردم ميانه

مهندس حاجی اصغری نماینده میانه، مشکلات کنونی میانه را  فقدان مديريت كارآمد و مقتدر در راس مديريت شهرستان مي‌داند و معتقد است به كدامين گناه نكرده ، مردم ولايت مدار و حامي دولت ميانه بايد عواقب ناتواني و ناكارآمدي اشخاص را متحمل شوند.

مهندس حاجی اصغری از معدود افرادی هستند که در رده بالای مدیریت شهرستان میانه با انتقاد از سوء مدیریت مدیران شهرستان میانه سعی در رفع مشكلات دارد. مدیریتی که هم اکنون نیز در وضع اسفناکی قرار دارد.

وضع شورای شهر و شهرداری، شورای شهری که شاید اگر وجود نداشت منشأ خیر برای شهرستان میانه بود. شورایی که هدف آن بهبود اوضاع شهر و تصمیم گیری در مورد مسائل و مشکلات شهری است، خود منشأ مشکلات شهر میانه شده. سوء مدیریت در بهداشت، نبود متخصصین کارآمد، تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی. مشکلات موجود در وضع پمپ های CNG. سوء مدیریت در بخش صنعت، کشاورزی، راه، راه آهن، زیرساخت های شهری، آب و فاضلاب، عدم هماهنگی بین دستگاه ها و سازمان ها و سایر مشکلاتی که توسط ادارات به مردم تحمیل می شوند. همه تأثیر عدم مدیریت صحیح و ضعف شدید مدیریت در شهرستان میانه می باشد.

مدیریتی که می رود میانه را هر روز از سایر شهرهای استان عقب افتاده تر بکند، میانه ای که جمعیتش روزبروز کم شده، میانه ای که نخبگانش فرار را بر قرار ترجیح می دهند .

مهندس حاجی اصغری را می توان از نمایندگانی به شمار آورد که شجاعانه به مطرح کردن مشکلات می پردازد، نماینده ای که شاید بتوان با او بر مشکلات میانه فایق آمد. ولی در نظر بگیریم که مردم هم بی گناه نیستند، چرا که شورای اسلامی شهر میانه را همین مردم انتخاب کرده اند، مردم،  بی کفایتی مدیران را می بینند و اعتراضی نمی کنند. مردم کم کاری ها را می بینند و دوباره به او رای می دهند و تأییدش می کنند.

نماد میانه (سینیخ کورپو)

پیشتر از این با خودم فکر می کردم چرا نماد شهر میانه پل شکسته (سینیخ کورپو یا قیز کورپوسی) است ، با خود می گفتم شاید قدمت و تاریخ کهن آن باشد، بعدها دیدم آثار قدیمی تر از این نیز در میانه وجود ندارد چرا آنها را نماد این شهر قرار ندادند، بعدها گفتم: "شاید نماد مقاومت و پایداری باشد، دیدم بناهای دیگری وجود دارند که نماد استواری و پایداری است" گفتم شاید ...
دلایل زیادی آوردم ولی قانع نشدم، البته دنبال دلیل قانع کننده هستم، اگر کسی مرا راهنمایی کند از او سپاسگزار می شوم.
ولی الان می بینم، چه نماد با مسمایی است، پل شکسته قیز کورپوسی نماد میانه است، این سمبل چند پیام دارد، پایداری، مقاومت، ناملایمات روزگار و مهمتر از همه که بیشتر جلوه می نماید "شکسته بودن و ماندن بناست" که به عبارتی نماد شهر میانه پل شکسته ای است که نمایانگر گژی های موجود، مشکلاتی که مانند پل آن حل نمی شود یا نمی خواهد حل شود و بیانگر جامعه میانه است که متفرق(آمار مهاجرت گویای این امر است)، غیر متحد (مسائلی که بنای حل شدن ندارند بیانگر این امر است) و روحیه ای که همانند نمادش شکسته است.
به امید روزی که روحیه ای استوار، میانه ای متحد و یکدل که آرزوی آبادانی این شهر کهن دارد، داشته باشیم.

برگ زرین دیگری از افتخارات مسئولان میانه

هر چقدر خواستم که دیگر در مورد این مسئله ننویسم، نتوانستم، امروز که از کنار محلی که برای دفع زباله تهیه شده، عبور می کردم، بوی بد آشغال و دود حاصل از سوختن زباله ها فضا را پرکرده بود، اجازه نداد که سکوت کنم.
گویی مشکلاتمان که هر روز هم بیشتر می شود، بدست مبارک خودمان و مسئولانمان هر روز بیشتر می شود.
فکر می کنم که معجون مشکلات شهرهای جهان در میانه جمع شده، البته باید به خودمان ببالیم که از کوچکترین نکته استفاده می کنیم تا شهرمان را در رادیو و تلویزیون مطرح کنیم، حال که تور دوچرخه سواری آذربایجان از میانه عبور نمی کند، باکی نیست، حال که اتوبان را 40 کیلومتر دورتر از میانه عبور داده اند و نام میانه برای همیشه برای مسافران بین راهی نامی آشنا نخواهد بود، هیچ مشکلی نیست، عوض آن، زباله دانی داریم که سوژه تلویزیون سهند می شود و گزارش مبسوطی از آن در تلویزیون پخش می شود و باعث می شود مردم استان با نام میانه آشنا شوند.
آشغال خانه ای که حاصل تلاش چندین ساله مسئولان نسبتاً محترم برای زنده نگه داشتن نام میانه ایجاد شده، هر چند به قیمت سلامتی عده ای از شهروندان تمام شود.
مسئولان محترم! و دلسوز مردم آسوده باشید که به آرزویتان که همانا زنده نگه داشتن نام میانه در اذهان فراموشکار مردم است رسیده اید.
باشد که مورد قبول قرار گیرد.
افتخاری دیگر برای بانیان این زباله دان رقم خورد و سازمانی که وظیفه حفظ محیط زیست دارد بر این افتخار صحه گذاشته و کسانی که وظیفه سلامتی مردم را بر عهده دارند، با سکوتشان مهر تایید بر آن زده اند، فقط مردم بیچاره هستند که از رایحه خوش آشغال هایی که سوزانده می شوند استفاده می کنند و شاید فردا آبی که می نوشیم رایحه دلپذیر آشغال بدهد، به نظرم آن روز دور نخواهد بود، با این حجم آشغال که سوخته می شود و شیرابه ای که از آن تولید می شود. افتخاری دیگری را برای سازمان های دیگر رقم خواهد زد
و من ا... توفیق
مشکلات میانه هر روز بیشتر از دیروز!

میانه، قافلان، میانه امروز و نشریات مستقل

با گذر ازخیابان‌های شهر میانه شاهد مشکلات شهری که نمایندگان آن در مورد مردمش معتقد هستند که آن‌ها بسیار نجیبند و اگر برخی مشکلات (نظیر چاله‌های عمیق خیابانی) که در این شهر وجود دارد در شهر دیگری مثل مراغه وجود می‌داشت مردمش اعتراض‌های مکرر و زیادی می‌کردند...

 

اما این «نجابت» و به قولی کم‌حرفی ناشی از آن چه که کم‌رویی و در مواردی داشتن روحیه «بی خیال» مردم میانه عنوان می‌شود تاکنون به ضرر مردم بوده است و به نفع دیگران!

از سوی دیگر روحیه‌ی پایین مشارکت مردم در حل مشکلات، که گاهی از آن به «نجابت» تعبیر می‌شود، باعث شده است تا دامنه‌ی این مشکلات گسترش یابد و هر روز شاهد تولد معضل دیگری هستیم.

این‌که بخواهیم بار مشکلات موجود شهرستان میانه را بر دوش مسوولان بیندازیم ، کمی دور از انصاف است.

ظاهرا مردم نسبت به مشکلات بی‌تفاوت شده‌اند و حاضرند معضلات و مسائل شهری را به دوش کشند، اما اعتراضی به مسوولان محترم برای بهبود وضعیت نکنند.(شاید آموزشی در این باره ندیده باشند و از حقوق خود بی اطلاعند)

چاله ها و چاه های کوچه و خیابان‌ها را می‌بینند، برخی اشتباهات، کم‌کاری و ضعف مدیریت مسوولان و مجریان شهری را نظاره‌ می‌کنند، دریاچه‌ها و دریاهای شهری! پس از هر بارندگی را طی می‌کنند، اما اعتراضی به وضعیت موجود نمي‌کنند.

فقط هر چهار سال یکبار، آن هم در انتخابات شورا های شهر و مجلس همه با هم متحد می شوند و علیه خائنین، انحصار موجود، عملکرد غلط مسوولان قبلی جبهه گیری می کنند و پس ازانتخابات، هر کس دنبال کار خود می رود و میانه با مشکلاتش را رها می کنند. (گویی با اتمام انتخابات، مشکلات میانه نیز تمام می شود)

گویی مردم نیز به این وضع عادت کرده‌اند و دیگر اعتراضی به وضعیت موجود ندارند. موردی که به غلط از آن به "نجابت مردم میانه" تعبیر می‌شود و از آن سوء استفاده های فراوان می‌ شود.

در این میان بزرگان، نخبگان و صاحبنظران نیز به پیروی از مردم، نسبت به مشکلات میانه سکوت اختیار کرده اند و حاضر به شکستن این سکوت نیستند.

روحیه‌ی پرسش‌گری، انتقاد و اعتراض به مشکلات شهری و پاسخگویی به مشکلات مطروحه، حلقه‌ی مفقود شده ‌ای‌ است که در بسیاری از مواقع، باعث ادامه مشکلات شهر میانه شده است.

روزهای بعد از بارندگی در شهر و افزایش مشکلات عبور و مرور شهروندان و بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به این قضایا، نمونه بارزی است که همیشه به چشم می‌خورد و همین روحیه باعث شده است تا مشکلات شهری هر روز بیشتر از قبل شود.

اما هر چه باشد، نباید نقش مطبوعات محلی میانه در این زمینه را نادیده گرفت .

بیان مشکلات عدیده شهر،ارایه راهکارهایی برای خروج از این وضعیت وتحلیل و نقد برخی راهکارهای نامناسب وغیر کارشناسی مسوولان برای رفع مشکلات شهری، حداقل وظیفه ایست که مطبوعات در این میان بر عهده دارند.

وجود مطبوعات غیر وابسته و مستقل، به عنوان حلقه های وا سط میان مردم و مسوولان و انعکاس روشن مشکلات شهر، می‌تواند کمک شایانی به بهبود اوضاع شهر میانه داشته باشد.

ضمن آن‌که نشریات و رسانه‌های محلی می‌توانند وظایف و حقوق شهروندی را به مردم یادآوری کنند و روحیه‌ی انتقاد و اعتراض به بر طرف نشدن مشکلات را از طریق راه‌های منطقی و غیر افراطی را تقویت کنند.

در گذشته قافلان تلاش هایی را در این زمینه داشته و امروز، میانه امروز، نقش بسزایی در این امر می تواند ایفا کند. ما از این نقش به عنوان وظیفه و رسالت اصلی رسانه های مستقل میانه تعبیر می کنیم. وظیفه ای که کوتاهی در آن باعث حرکت رو به عقب میانه خواهد شد.

***

قرار است دراین شهر زندگی کنیم و آن را به نسل‌های بعد تحویل دهیم و قاعدتا کوتاهی ما در رفع مشکلات فعلی آن، از دید نسل‌های آینده پنهان نخواهد ماند. بنابراین وظیفه‌ی همه‌ی مسوولان، کارشناسان، صاحبنظران ، شهروندان و نشریات است تا حداکثر تلاش خود را برای رفع مشکلات شهر میانه که قدمت تاریخی و فرهنگی آن را از قلعه دختر و سایر میراث فرهنگی آن می‌توان حدس زد به‌کار گیرند

شمار نیروی انسانی شهر میانه و تحول آن

شمار شاغلان شش ساله و بیشتر شهر میانه در مهر ماه 1365، حدود 14200 نفر و در آبان ماه 1355 حدود 8100 نفر بوده است. بنابراین در گذر زمان ده ساله 65-55 حدود 6100 نفر به شمار شاغلان شهر افزوده شد. به عبارتی دیگر، شمار شاغلان شهر با نرخ رشد متوسط 8/5 درصد در سال رشد کرده است. رشد متناظر برای مناطق شهری استان آذربایجان 96/4 درصد در سال بوده است. طی ده سال، رشد کلی شاغلان شهر 5/75 درصد و رشد جمعیت فعال نزدیک 103   درصد بوده است. این تفاوت حدود 5/27 درصدی روشنگر این واقعیت بوده است که یکم؛ بسیاری از مهاجران و افراد مقیم شهر اقبالی در بدست آوردن شغل نداشته اند دوم- با توجه به مطالعات صورت گرفته این نکته روشن است که هجوم مهاجران به شهر میانه نه از رونق اقتصادی آن، بلکه از رکود حاکم بر مناطق روستای شهرستان میانه بوده است. در طی ده سال رشد کلی جمعیت فعال مناطق روستای این شهرستان حدود 4 درصد و رشد شاغلان آن منهای 5/8 درصد بوده است. این پدیده نشان می دهد که مناطق روستای شهرستان از طریق فرستادن مهاجر به شهر میانه بخشی از رکود خود را صادر کرده اند. به عبارت دیگر حرکت مهاجران شهرستان به سوی دیگر شهر میانه نه از سر وضعیت مطلوب اقتصادی شهر میانه، بلکه به جهت وضع نامطلوب مناطق روستای بوده است

لزوم اعزام رادیولوژیست به بیمارستانهای میانه (از زبان نماینده مجلس)

مهندس هاشمی (20فروردین 87) درتذكری به وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشكی لزوم اعزام رادیولوژیست برای حل معظل موجود در بیمارستان‌های میانه و راه‌اندازی بخشی سی تی اسكن برای تسریع در رسیدگی بیماران را یادآور شد.
«آرشیوی»

چین خوردگی ها و چاه های نفت وسط جاده

به هر شهری که وارد می شویم با تابلوهایی برخورد می کنیم که به نوعی به مسافران خوش آمد گویی می گویند، شهر میانه نیز از این قاعده مستثنی نیست، البته چون ما همیشه می گوییم که متفاوت هستیم، خوش آمد گوییمان نیز از نوع دیگر است.
برای اینکه به مسافر بگوییم به شهر میانه وارد شده از روشهایی استفاده می کنیم که در کمتر شهری از آن استفاده می کنند، یکی از روش ها استفاده از سر میهمانان است، برای اینکه این مسافران متوجه شوند به شهر وارد شده اند می توانیم چاله هایا پستی و بلندی هایی یی در وسط جاده ایجاد کنیم تا راننده از خواب بپرد و ماشین را به سمت راست و چپ ببرد و مسافران متوجه شوند که به یک شهر دارای مسئول و دلسوز وارد شده اند. یا اگر راننده متوجه این چاله ها نشد با سرعت داخل این گودال ها بیفتد و سر مسافران محترم به سقف بخورد و از خواب بیدار شوند و به این مسئولان صلوات بفرستند که باعث شده اند آنها متوجه ورود به شهر شوند.(البته همه آدمها مثل هم نیستند و برخی هم ممکن است بد و بیراه هم بگویند، ولی مسئولان محترم ناراحت نباشید این تعداد از مردم همیشه هستند ولی تعدادشان خیلی کم!! است، شما به کارتان ادامه دهید. پیشنهاد می کنم برای این که فیض بیشتری از این دعاهای مردم ببرید این چاله ها را گسترش دهید)
ادامه نوشته

میانه و مهاجرت

با توجه به جدول زیر جمعیت 50 سال شهرستان میانه نشان از نرخ مهاجرت شدید جمعیت شهرستان میانه به سایر نقاط کشور را دارد. رشد منفی جمعیت این شهرستان در دهه های اخیر بی تردید به خاطر كم بودن تولد در قبال فوت نیست، این امر صرفاً بیانگر مهاجرت اهالی شهرستان میانه به شهرهای بزرگ به ویژه تهران و کرج را دارد، کاریابی و امرار معاش و تحصیل در دانشگاههای دولتی عامل اصلی مهاجرت شدید این شهرستان می باشد. این نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن، در دهه 65- 55 تعداد 8628 نفر مهاجر به شهر میانه وارد شده اند چنانچه خارج شدگان از شهر را طی این دهه محاسبه نمائیم مهاجرت خالص به شهر میانه محاسبه می شود. به این منظور شمار جمعیت مورد انتظار گروههای سنی 5 ساله با شمار جمعیت سرشماری شده آن گروه مقایسه میشود، به این ترتیب، تعداد خالص مهاجر شهر میانه 16011 نفر با احتساب 8194 نفر مهاجر مرد و 7811 نفر مهاجر زن ، برآورد می شود، بیشترین مهاجران شهر میانه را گروه سنی (14-10) ساله تشکیل می دهد، گروههای سنی بعدی به ترتیب گروه سنی (4-0) ساله و (9-5) ساله است در گروه سنی (24-20) ساله و 65 ساله و بیشتر ، شمار مردان بسیار کمتر از زنان است، ولی در بقیه گروههای سنی میان مهاجران از نظر جنسیت تقریباً تعادل وجود دارد.

سال

1335

45

55

65

75

85

جمعیت شهرستان به هزار نفر

139

175

218

231

208

191

جمعیت شهربه هزار نفر

21

28

36

66

78

90

درصد شهر نشینی

15

16

17

29

38

5/52

تعداد خانوار شهرستان

-

-

39756

40157

42209

46517

متوسط بعدخانوار شهرستان

-

-

49/5

76/5

92/4

12/4


آغاز بکار وبلاگ بررسی مشکلات شهرستان میانه

وبلاگ «مشکلات شهرستان میانه»(http://miyanehproblem.blogfa.com) به منظور بررسی مشکلات شهر میانه جهت حل مشکلات شهرستان میانه کار خود را آغاز کرد.
وبلاگ از کلیه همشهریان دعوت می نماید جهت انعکاس مشکلات شهر و شهرستان میانه و نیز ارائه راهکار پیشنهادی برای رفع این مشکلات نظرات و پیشنهادات خود را با وبلاگ «مشکلات شهرستان میانه» در میان بگذارند.
به امید فردایی بهتر..

مشکلات شهر میانه (1)

I) شهری بدون شرکت تعاونی اتوبوسرانی و بدون ترمینال کارامد

شاید شما که تا بحال به میانه قدم نگذاشته اید باور نکنید و بگویید میانه شهر نسبتا بزرگی است و چگونه ممکن است که در چنین شهری حتی یک شرکت تعاونی درست وحسابی وجود ندارد ولی اگر از دانشجویان ای که از تبریز یا ازشهر هایی که بالاتر از میانه (از نظر جغرافیایی) قرار دارند بپرسید انها به شما خواهند گفت که برای رفت و آمد به میانه با چه مشکلات ای روبرو هستند آنها برای آمدن به میانه یا باید صبح زود بیدار شوند تا بتوانند به اولین وتنها اتوبوس میانه برسند یا اگر خواب ماندند و یا به هر مشکلی دیر کردند باید دست به دامن سایر اتوبوسها شوند و بعد از کلی التماس وانتظار اگر آقای راننده بنا به دلایلی نه چندان انسان دوستانه اگر تصمیم بگیرد که از اتوبان صرف نظر کند و از مسیر میانه عبور کند میتوانند با پرداخت هزینه ای بیشتر ولی با امکاناتی همچون نشستن بغل موتور و استفاده از صدای دلنواز آن (هر چی باشه صدای موتور ولو یه چیزه دیگه اس) و بعد از کلی منت کشی مسافر محترم میتواند سوار اتوبوس شود.انهم قبل از ساعت 12 چون بعد از این ساعت دیگر نمیتوانی اتوبوس گیر بیاوری و باید به شیوه های دیگری متوسل بشوی:

1) مثلا با قطار که اولا باید کلی مسیر را تا راه آهن باید بروی ثانیا با یک قطار به اصطلاح درجه دو که فکر کنم درجه 6 یا 7 باشه البته بدون تاخیر, 8ساعته میتوانی خودت را به میانه برسانی.


2)با سواریهای محترم که قیمت اش تقریبا 2 یا سه برابر(به علت سهمیه بندی بنزین وسایر مسائل پشت پرده) می شود حتی اگر ماشین گاز سوز باشد فرقی نمی کند. به نظر شما ایا این چنین وضعیتی برای شهری همچون میانه مایه بسی تاسف نیست در حالی که شهرهای کوچکی مثل بناب، مرند، آذرشهر و غیره... هر کدام روزانه چندین سرویس منظم با بلیط فروشی و ساعت حرکت دقیق دارند چرا نباید میانه خودمان از این امکانات واقعا ابتدایی که یکی از ملزومات یک شهر است محروم باشد. یا اگر بخواهی از میانه به تبریز بروی باید صبح زود از خواب بیدار شوی تا به تنها اتوبوس میانه برسی و اگر نرسیدی باید منتظر اتوبوسهایی که از میانه میگذرند باشی و از وقتی که اتوبان زنجان- تبریز افتتاح شده کمتر اتوبوسی از میانه رد میشود. تنها ترمینال میانه نیز سالهاست که بی استفاده مانده و مردم برای سوار شدن به اتوبوس باید کنار جاده بایستند. ایا مسئولان ونمایندگان محترم این همه سختی را که مردم میکشند نمی بینند.........؟ (حمید صالحی)

ادامه دارد....