در نوشته های پیشین در مورد علل عقب ماندگی ایران که بالطبع عقب ماندگی شهر میانه نیز تابعی از این عقب ماندگی کل کشور ایران بود، پرداختیم.

 

در این مجال به این موضوع که آیا اصلا میانه عقب مانده است یا پیشرفته؟ خواهیم پرداخت.

 

برخی میانه را پیشرفته می دانند، با توجه به وجود کارخانه فولاد، صنایع پلیمر و غیره.

 

برخی نیز میانه را عقب مانده و توسعه نیافته می دانند و برای این موضوع نبود امکانات و زیرساختهای توسعه را مبنا قرار می دهند.

 

برای روشن روشن این مسئله به چند مورد از این عقب ماندگیها می پردازیم:

 

اولین موضوع در بررسی پیشرفت یا عقب مانده بودن میانه، بهداشت و درمان است ، بدون مراجعه به آمار و ارقام، با توجه به مشکلاتی که در شهر و کلا شهرستان میانه در زمینه بهداشت وجود دارد، نبود نیروی متخصص در تنها بیمارستان میانه، می توان آن را در سطح پایین و عقب تر از کشور خواند، نبود ابتدایی ترین مسائل مربوط به درمان در تنها بیمارستان شهرستان میانه که دارای 200 هزار نفر جمعیت است واقعا جای تاسف دارد، با توجه به بعد مسافتی میانه تا شهرهایی که دارای امکانات بیمارستانی هستند لزوم تجهیز مراکز درمانی مورد توجه قرار نگرفته.

 

کمبود پزشکان متخصص و نبود تجهیزات پیشرفته پزشکی نشان عقب ماندگی شهرستان میانه می باشد،

 

بخش آموزش در شهرستان میانه نیز با توجه به نبود دانشگاه دولتی در شهرستان و نبود رشته های مهندسی در دانشگاه آزاد ،نبود رشته های مختلف مهندسی، نبود رشته های پزشکی و تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آزاد و پیام نور میانه نشان از عقب ماندگی بخش آموزش است، در حالیکه شهرهایی چون مراغه و بناب چندین سال است که دارای دانشگاه دولتی هستند، در شهر میانه رشته کارشناسی کامپیوتر و حسابداری، که کاردانی این رشته ها جزء اولین رشته های دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه بود، هنوز وجود ندارد، جای بسی تعجب و افسوس است و نشان از عقب ماندن میانه در زمینه آموزش دارد.

 

فضای سبز شاخصه دیگری که در شهرها نشان توسعه می باشد، در شهر میانه با کمبود شدید مواجه است، در حالیکه میانه دارای چندین شهرک می باشد نه شهرک ولیعصر، نه شهرک اندیشه و نه شهرک های دیگر آن هیچ کدام دارای پارک و فضای سبز واقعی نمی باشند. پارک انقلاب، پارک فرهنگیان و پارک آزادگان(البته اگر بتوان نام پارک بر آن نهاد) همگی در منطقه ای واقع شده اند که تقریباً از نظر مکانی در یک منطقه هستند، پارک جنگلی میانه که در حقیقت تنها پارک به معنای واقعی است که با توجه به فاصله آن تا شهر، خارج از محدوده شهر قرار گرفته و هدف از ایجاد آن نه یک پارک تفریحی، که ایجاد فضایی که توسط اداره منابع طبیعی برای اهداف دیگر بود.

 

با توجه به جمعیت شهر میانه که حدود 100هزار نفر است نبود پارک های تفریحی برای این تعداد جمعیت نشان از عقب ماندگی این بخش دارد که لزوم توجه شهرداری و شورای شهر را می طلبد.

 

از نظر فرهنگی نیز، روزگاری میانه دارای 2 سینما بود، اکنون تبدیل به شهری شده که سینما ندارد (البته وضعیت سینماهای کل کشور نیز بهتر از میانه نیست)، شهری که تا چند سال پیش فقط یک کتابخانه داشت، هرچند کتابخانه شماره 2 میانه نیز وضعیت چندان قابل تعریفی ندارد، شهری که فرهنگسرای به معنای واقعی ندارد، شهری که از انجمن های ادبی و هنری آن فاقد مکانی مناسب برای فعالیت هستند و .... نشان از عقب ماندگی در بعد فرهنگی دارد.

 

شهر بدون موزه، فاقد حمل و نقل بین شهری سازماندهی شده، فاقد ترمینال مسافربری مدرن، بدون پل ارتباطی جهت رفت و آمد به راه آهن، بدون تاسیسات زیربنایی برای گسترش گردشگری و فاقد دیگر امکانات شهری

 

رشد منفی جمعیت و آمار بالای مهاجرت در شهرستان میانه که قبلا در همین وبلاگ به آن پرداخته بودیم، خود گواه عقب ماندگی است، شهری که توسعه یافته باشد دنبال جذب مهاجر است نه فرستادن مهاجر به سایر شهرها برای کار، تحصیل و ....

 

با عنایت به مطالب فوق و بدون پرداختن به زوایای دیگر عقب ماندگی در شهرستان میانه می توان به این نتیجه تلخ رسید که میانه، برخلاف آنچه مسئولان محترم می گویند توسعه نیافته است و هنوز عقب مانده است.

 

البته اگر مسئولان محترم میانه را با میانه دوران قاجار مقایسه کنند، توسعه میانه را می توان بیش از 1000درصد خواند، ولی منظور از توسعه در قرن بیست و یکم غیر از توسعه در قرن نوزدهم است، اگر زمانی خواندن و نوشتن جزء شاخصه های توسعه به شمار می رفت ، اکنون بدون داشتن سواد دانشگاهی و سواد IT نمی توان، شخص را با سواد خواند، اگر روزگاری داشتن شفاخانه جزء آرزوهای مردم بود، امروزه نبود بیمارستانهای تخصصی نشان عقب ماندگی است، اگر روزگاری، مکتب خانه تنها مکان آموزش بود، اکنون بدون داشتن دانشگاه های مختلف دولتی مهندسی و پزشکی و تحصیلات تکمیلی نمی توان ادعا نمود که از سطح قابل قبول در آموزش رسیده ایم.

 

پس خودمان را قول نزنیم و باور کنیم که در زمینه های مختلف عقب مانده ایم، حتی در صنعت و کشاورزی. کشاورزی بدون صنعت تبدیلی، یکی دیگر از مولفه های عقب ماندگی است، ما با زحمت فراوان محصولات کشاورزی را تولید می کنیم، ولی دریغ از صنایع تبدیلی آن. محصولات خام را به شهرهای دیگر می فرستیم و ارزش افزوده آن را تقدیم شهروندان شهرهای دیگر می کنیم، در حالیکه خیل بیکاران در شهرستان میانه وجود دارد، کارخانه های تبدیلی محصولات کشاورزی میانه در شهرهای دیگر غیر از میانه فعالیت دارند.

 

در نوشته های بعدی در مورد اینکه آیا امکان خروج از عقب ماندگی برای میانه را می توان متصور بود. خواهیم پرداخت.